ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را!؟

 سالها پیش یک روستایی فقیری که از مال دنیا چیز با ارزشی جزیک مادیان جوان نداشت، درسودای به دست آوردن یک کره اسب، مادیان را همراه یک کله قند – به عنوان حق الزحمه – به ده بالا نزد صاحب یک اسب نر برد و خواهان آمیزش آنها شد تا مادیانش باردار شود.

با دریافت کله قند، صاحب اسب نر موافقت کرد که اسبش با مادیان درآمیزد اما اسب نر براثر ذوق زدگی، دگرباشی، شیطنت یا اشتباه از راه ناصواب دخول کرد. روستایی اعتراض کرد که چون مقصود حاصل نشده آن دو باید بار دیگر درآمیزند اما صاحب اسب نر زیربار نرفت و گفت که اسبش وظیفه خود را انجام داده است. روستایی با بدخلقی و پریشانی به خانه بازگشت. همسرش که حال اورادید، دلیل را جویا شد و روستایی ماجرا را گفت:
«کونی و کله قندی، دادیم و بازگشتیم
دیگرنماند وامی، از هیچ باب ما را».

حالا که داستان رو فهمیدیم میتونیم این شعر که به اخوان ثالث نسبت داده شده رو هم بفهمیم!!!

(واژگان جدید : منظور از فحل دادن یعنی برای جفتگیری بردن.)

یاد آن زمان که چندی، از شور انقلابی
هرگز نبود یک دم، در دیده خواب ما را

تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد
گفتیم و از مسلسل آمد جواب ما را

بردیم مادیان را از بهر فحل دادن
برعکس آرزوها، شد مستجاب ما را

کونی و کله قندی دادیم و بازگشتیم
دیگر نماند وامی از هیچ باب ما را

گر انقلاب این است باری به‌ ما بگویید
ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را؟»

تازه ببینین روحش شاد اونزمان گفت اگر این روزا رو میدید چی میگفت!!؟

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

www.000webhost.com